حوادث، وقایع، هجرت

گفتگوی امام با زینب در عصر تاسوعا

روز تاسوعا عمر سعد نامهای از سوی ابنزیاد دریافت کرد، که به او فرمان داده بود، یا حسین(ع) را به سازش و تسلیم وادار نماید،
و یا او و یارانش را از دم تیغ بگذراند. در پی رسیدن این فرمان عمر سعد به سپاه خود فرمان آماده باش داد، و به سوی اردوگاه
امام(ع) حرکت کردند. هنگام عصر بود که امام حسین(ع) در مقابل خیمهاش با تکیه به شمشیر، سر به زانو نهاده، چند لحظهای به
خواب رفته بود. زینب کبری(س) که کاملًا مراقب اوضاع بود، با شنیدن صدای هیاهوی نزدیک شدن سپاه دشمن نزد برادر شتافت
ای خواهر! » : امام حسین(ع) سر از زانو برداشت و فرمود «؟ ای برادر! آیا این صداها را نمیشنوی که به ما نزدیک میشود » : و گفت
ای حسین! تو به »: در همین لحظه جدم پیامبر(ص)، پدرم علی، مادرم فاطمه، و برادرم حسن را در خواب دیدم که به من فرمودند
نقل شده است زینب(س) با شنیدن این سخن سیلی به صورت زد و فریاد را به ناله بلند کرد. امام .«! همین زودی به ما میپیوندی
۱۴ ] .امام(ع) در این برخورد به طور صریح و آشکار خبر شهادت خود را ] «! آرام باش! ما را دشمنشاد نساز »: حسین(ع) به او فرمود
با زینب(س) در میان گذاشت و او را در برخورد با حوادث آینده به صبر و پایداری دعوت کرد.
برگرفته از کتاب عاشورا نقش بی همتای زینب سلام الله علیها نوشته: محمدحسین مهوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *