حوادث، وقایع، هجرت

وارد کردن اهلبیت علیهم السلام به مجلس یزید و حالات حضرت زینب علیها السلام

ای یزید اگر رسول » : اسیران اهلبیت را در حالی که به ریسمانی بسته بودند وارد مجلس یزید کردند امام سجاد علیه السلام فرمود
یزید دستور داد آن ریسمان را بریدند. زینب کبری . «؟ خدا صلی الله علیه وآله ما را در این حال ببیند به گمان تو چه خواهد کرد
سلام الله علیها وقتی که سر بریده برادر را در جلو یزید دید، دست برد و از شدت مصیبت گریبان خود را پاره کرد و با صدای
جگرسوز فریاد زد: یا حُسَ یناه یا حبیب رسول الله یابن مکۀ و منی یابن فاطمۀ الزهرا سیده نساء یابن بنت المصطفی! از آهِ جانکاه و
غمبار زینب کبری علیها السلام همه اهل مجلس به گریه افتادند آن گاه لبهای سر مقدس شروع به حرکت کرده و این آیات
یزید سنگدل چون دید رسوا میشود و خواست او را بر « و سیعلمون الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون » : قرآن( ۲۲ ) را تلاوت نمود
حضار مشتبه سازد در مقابل اهانت امام حسین علیه السلام چوب خیزران را که در دست داشت بر لب و دندان امام حسین علیه
السلام زد. در این بین وقتی فاطمه و سکینه دو دختر امام حسین علیه السلام نگاه کردند و دیدند یزید بر لب و دندان امام حسین
علیه السلام چوب خیزران میزند، صدای گریه بلند کردند، به طوری که از گریه آنها زنهای یزید و دختران معاویه به گریه افتادند،
سرانجام این دو خواهر دلسوخته نتوانستند تاب بیاورند به عمّه خود زینب علیها السلام پناه بردند و گفتند: عمّه جان، یزید با
چوبدستی خود دندانهای پیشین پدرمان را میزند. زینب علیها السلام برخاست و به زبان حال چنین گفت: آیا چوب میزنی دستت
( شل گردد، این سر و صورت از چهرههایی است که سالهای طولانی برای خدا سجده کرده است.( ۲۳
برگرفته از کتاب دانستنیهای حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) نوشته: علی غزالی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *