پاسخ به شبهات

مرقد منسوب به زینب کبری (س) در دمشق

مرقد منسوب به زینب  کبری (س) در دمشق

با وجود آنکه هرگز در خصوص مسافرت مجدد زینب کبری علیها السلام به شام پس از مسافرت اجباری‌اش در سال ۶۱ به شام، گزارش مستندی در دست نیست. اما امروزه در دمشق در محلی به نام راویه‌ بارگاهی قرار دارد که به نام او السیده زینب معروف است.

/پاورقی ۱۳۲٫ المرأه العظیمه،‌ حسن الصفار، بیروت،‌ دارالبیان العربی، ۱۴۱۴، ص ۲۸۰٫/

 از منظر تاریخی اکثر مورخانی که نامی از این بارگاه آورده‌اند او را به ام‌کلثوم نسبت داده‌اند ابن عساکر (م۵۶۱) شاید اولین کسی باشد که از وجود این بارگاه در راویه دمشق خبر داده است او این بارگاه را متعلق به ام‌کلثوم می‌داند، ولی مدعی است که این شخص نه ام‌کلثوم فرزند رسول خدا صلی الله و علیه و آله و نه ام‌کلثوم فرزند علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلاماست بلکه متعلق به ام‌کلثوم نامی از اهل‌بیت است که نسب و شرح حال آن موجود نیست.

/پاورقی ۱۳۳٫ تاریخ مدینه‌ دمشق،  ابن عساکر، ج۲، ص ۳۰۹٫/

یاقوت حموی (م۶۲۴) در معجم البلدان هم این قبر در راویه‌ دمشق را بدون ذکر نسب، متعلق به ام‌کلثوم می‌داند

/پاورقی ۱۳۴٫ معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۳، ص ۲۰٫/

همین‌گونه ابن شداد حلبی(م۶۸۴) در الاعلاق الخطیره

/پاورقی ۱۳۵٫ الاعلاق الخطیره، ابن شداد، دمشق، منشورات وزاره الثقافه، ۲۰۰۶،ج۱، ص ۲۲۳٫/

قبر موجود در مسجد راویه را به صورت کلی متعلق به ام‌کلثوم از اهل‌بیت رسول خدا صلی الله و علیه و آله می‌داند. النعیمی الدمشقی (م۹۷۸) در کتاب الدارس فی تاریخ المدارس در قرن دهم نقل قول ابن عساکر را بازگو می‌کند و ام‌کلثوم را یکی از اهل‌بیت دانسته و از نسب وی سخنی نمی‌گوید.

/پاورقی ۱۳۶٫ الدارس فی تاریخ المدارس، عبدالقادر بن محمد النعیمی الدمشقی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰، ج۲، ص ۲۶۹٫/

این گزارش النعیمی در قرن دهم از آن نظر مهم ارزیابی می‌شود که وی از گزارش‌هایی که نسب فرد مدفون در این بارگاه را بلاواسطه به امام علی علیه السلام می‌رساند مطلع بوده است اما به آنها اعتنایی نکرده است.

 منابع تاریخی شیعه نیز تصویری روشن از فرد مدفون در این بارگاه ارائه نمی‌دهند، از میان شیعیان عمادالدین الطبری (م۶۷۶) در کتاب کامل بهائی می‌گوید که ام‌کلثوم در دمشق درگذشت.

/پاورقی ۱۳۷٫ کامل بهائی، ‌عماد الدین الطبری، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۸۲ش، ص ۶۴۵٫/

 اما در خصوص اینکه او به‌طور مشخص کیست و آیا همان کسی است که  در راویه  مدفون است یانه، اطلاعاتی ارائه نمی‌دهد

کهن‌ترین منبعی که به صورت مشخص درصدد بیان نسب فرد مدفون در این بارگاه برآمده ابن جبیر(م۶۱۴) در سفرنامه‌اش است. او این مکان را به ام کلثوم بنت علی علیه السلام که از نظر وی همان زینب صغری است، نسبت می‌دهد. همو در انتهای گزارش خود با ذکر جمله «والله اعلم بذلک» شک و تردید خود را در خصوص انتساب این بارگاه به زینب صغری ام‌کلثوم بنت علی علیه السلام ابراز می‌کند.

/پاورقی ۱۳۸٫ رحله ابن جبیر، محمد بن احمد بن جبیر، بیروت، دار و مکتبه الهلال،۱۴۲۱، ص ۲۲۸٫/

بیش از یک قرن پس از او ابن بطوطه(م۷۷۰) گزارش ابن جبیر را بازگو می ‌کند اما این مطلب را اضافه می‌کند که او فرزند فاطمه علیها السلام است.

/پاورقی ۱۳۹٫ رحلت ابن بطوطه، ج۱، ص ۹۲٫/

طبق این گزارش فرد مدفون در این بارگاه کسی جز زینب کبری علیها السلام نخواهد بود.

در هر حال گزارش ابن جبیر و ابن بطوطه به عنوان سیاح و جهانگرد به هیچ وجه نمی‌تواند از گزارشهای مورخانی چون ابن عساکر، که در خصوص تاریخ دمشق تخصص دارند و از سویی مقیم آن شهر هستند دقیق‌تر باشد. و حال آنکه اینان بر گمنام بودن فرد مدفون در تصریح کرده‌اند.

/پاورقی ۱۴۰٫ تاریخ مدینه دمشق،‌ ج۲،‌ ص ۳۰۹٫/

یکی از محققان معاصر  که تالیفی در خصوص مرقد حضرت زینب علیها السلام دارد مدعی است که محمد بن احمد الذهبی(م۷۴۸)و ابن طولون دمشقی (م۹۵۳) و دسته‌ای از علمای معاصر این بارگاه را متعلق به زینب کبری علیها السلام بنت علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام دانسته‌اند.

/پاورقی ۱۴۱٫ مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۹، ص ۱۱۵٫/

در مجموع می‌توان گفت شواهد کافی در خصوص انتساب این بارگاه به حضرت زینب علیها السلام وجود ندارد. تا قرن ششم که اولین گزارش از این بارگاه توسط ابن‌عساکر رسیده هیچ نامی از این بارگاه نیست. به نظر می‌رسد که توصیف مبهم و غیر دقیق ابن جبیر و ابن بطوطه در قرون هفت و هشت، به‌عنوان دو جهانگرد از این بارگاه و مشخصات فرد مدفون در آن، بعدها مرجع بسیار ی از اظهار نظرها در خصوص معرفی فرد مدفون در آن قرار گرفته باشد؛ چرا که این دو نام ام‌کلثوم را زینب می‌دانستند. توصیف اینان از این مرقد دستمایه‌ی برخی مورخان قرون بعدی گردد تا یکسره مدعی شوند که فرد مدفون در آنجا کسی جز زینب کبری علیها السلام نیست، به‌خصوص که وجود مدفن نوه رسول خدا صلی الله و علیه و آله در این شهر خود فضیلتی برای این شهر به شمار می‌رفت. لذا اولین کسانی که صریحاً ‌اظهار کرده‌اند که این بارگاه متعلق به زینب کبری علیها السلام است مانند ذهبی و ابن طولون دمشقی هستند.

اهمتام به اعمار و توسعه این بارگاه در قرن هشتم صورت گرفته در این قرن  حسین بن موسی الموسوی نقیب سادات دمشق علاوه بر اعمار این بارگاه املاک و باغستانها و اموالی را برای  نگهداری بارگاه و مسجد و گلدسته  آن وقف کرد.

/پاورقی ۱۴۲٫ مرقد العقیله‌ زینب، محمد حسنین السابقی،‌ بیروت،‌ موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۹، ص ۲۲۷٫/

در سال ۱۳۰۲ق سلطان عثمانی با کمک‌های مردم آن را تجدید بنا کرد و در سال ۱۳۵۴ق. غرفه‌هایی در اطراف آن برای  استراحت زائران در نظر گرفته شد.

/پاورقی ۱۴۳٫ مرقد العقیله ‌زینب، ص ۲۲۷٫/

در سال ۱۳۷۰ق. سید محسن امین  کمیته‌ای را از بازرگانان برای باز سازی و اعمار این بارگاه تشکیل داد.

/پاورقی ۱۴۴٫ گرچه او خود مدعی است که بارگاه حضرت زینب علیها السلام در دمشق نیست. – اعیان الشیعه، ج۷، ص ۱۴۰-./

در همین سال ضریحی نقره‌ای توسط  یکی از ثروتمندان پاکستانی در محل مرقد نصب شد و سه سال بعد دسته‌ای از بزرگانان ایرانی ضریح  مجللی را به این بارگاه هدیه کردند. و در سال ۱۳۸۰ درهایی طلایی از ایران به این مکان منتقل شد.

/پاورقی ۱۴۵٫ همان، ص ۲۳۱٫/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *