حوادث، وقایع، هجرت

فضائل حضرت زینب (س) – فصاحت و بلاغت

گفته میشود: وقتی حسین علیه السلام میدانست که حتما کشته خواهد شد – چنان که به برادرش محمد بن حنیفه تصریح نمود – و نیز وقتی به کشته شدن پسر عمویش «مسلم» آگاه بود، پس چرا زنان و کودکان را همراه خود برد، تا این که اسیر شده و مورد آزار قرار گرفتند؟در جواب باید گفت: بله، حسین علیه السلام و یاران و پیروانش به شهادت – قبل از وقوع – آگاه بودند. به این دلیل که در کتب روایی تسنن و تشیع مشهور و متواتر است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله بارها از این واقعه خبر داده است. چنان چه در «عقد الفرید» آمده است:«امسلمه گفت: پیامبر صلی الله علیه و اله در خانه من بود، و حسین علیه السلام نیز حضور داشت؛ پس او به پیامبر نزدیک شد و من وی را در آغوش گرفتم، اما گریه کرد، و رهایش کردم، دوباره نزدیک آن حضرت رفت و من او را گرفتم اما باز گریه کرد و رهایش کردم. در این هنگام جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:ای محمد صلی الله علیه و اله آیا دوستش داری؟ فرمود: بله، گفت: اما بزودی امتت او را خواهند کشت. اگر میخواهی خاک آن زمین را که حسین در آن شهید میشود را به شما نشان بدهم، [ صفحه ۱۰۰] این را گفت و بال خود را گشود. پیامبر آن خاک را دید و گریه کرد. [۴۲] .و نیز روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: «این فرزندم (حسین) در سرزمینی از عراق کشته خواهد شد، پس هر کس او را دید باید یاریش کند». [۴۳] سپس «طبری» ناقل این روایت، اضافه میکند: این حدیث در «معجم بغوی»، «صحیح ابوحاتم» و «مسند احمد بن حنبل» نیز آمده است.بنابراین، برای ما روشن میشود آن یاران و پیروانی که حسین علیه السلام را از خروج منع میکردند، میدانستند که او کشته خواهد شد و به احادیث پیامبر اعتماد داشتند؛ اما دربارهی این سخن که «هر کس او را دید باید یاریش کند» تجاهل نمودند و آخرت را به دنیا فروختند!وقتی «عبدالله بن عمر» شنید امام حسین علیه السلام از مکه خارج میشود به سرعت خود را به حضرت رسانید و گفت:ای پسر پیامبر! به کجا میروی؟ فرمود: به عراق. گفت: جایی را که پیامبر بوسه زد به من نشان بده! امام علیه السلام سینهاش را نشان داد، و عبدالله سه بار آن جا را بوسید و گریه کرد و گفت: یابن رسول الله! با تو خداحافظی میکنم؛ زیرا تو در این سفر کشته میشوی.آری، اگر چه حسین علیه السلام کشته شود، اما ثمره و نتیجهی شهادتش، نابودی باطل و آزادی و آگاهی مسلمانان از چنگال ظلم و جور بنیامیه است، و هیچ راهی برای رهایی از این ظلم و ستم نیست مگر [ صفحه ۱۰۱] انقلابی پرشور علیه امویها و سلطان ایشان. و کشته شدن کودکان و به اسارت رفتن زنان، و گرداندن آنان در شهرها از بهترین وسایل برای انفجار و انقلابی بود که پایههای حکومت ظالمانه بنی امیه را سست و ویران ساخت.پس اگر امام حسین علیه السلام زنان و کودکان را همراه خود میبرد قصد وهدف مقدسی دارد. وقتی امویان آنها را در شهرها بگردانند، و هر انسانی ایشان را ببیند، به مردم با زبان حال و مقال بگویند کهای مسلمانان، ببینید «بنی امیه» که ادعای مسلمانی دارد با اهل بیت پیغمبرتان چه میکند؟ و از آن پس مسلمین، هر جا با سپاه یزید مواجه میشدند به طرف آنها سنگ پرتاب کرده و به آنها و بنی امیه ناسزا میگفتند، و فریاد میزدند: ای فاجران، ای ستمگران، و ای قاتلان فرزندان پیامبران!و اگر ما فرض کنیم که حضرت زینب علیهاالسلام در مدینه میماند و برادرش حسین در کربلا به شهادت میرسید، چه کاری غیر از گریه و برپایی مجلس عزا از دست او ساخته بود؟ و من در کتاب «مجالس الحسینیه» گفته ام که «آیا زینب علیهاالسلام راضی بود تا در مدینه بماند؟آیا براستی زینب راه دیگری جز اسارت برای ورود به دارالامارهی ابنزیاد و مجلس بزم یزید داشت تا بدان وسیله ابنزیاد و پدرش را نفرین کرده و با خطبه آتشین خود کفر و نامسلمانی یزید را به گوش اجتماع برساند؟ هرگز».آری، بنی امیه با اسیر نمودن اهل بیت و بردن آنها به شهرها و مجالس، زمینه را برای سقوط حکومت خویش فراهم کردند. هر [ صفحه ۱۰۲] جنایتی که امویان در کربلا انجام دادند، وبال و خسرانش گریبان خود آنها را گرفت.«مسیو ماربین آلمانی» در کتاب «سیاسه الحسینیه» مینویسد: «بعد از واقعهی کربلا، اسرار و حقیقت پلید بنی امیه فاش شد، و زشت کاریهای آنها آشکار گشت و ناسزاگویی بر یزید و بنی امیه آغاز شد! و با این که ممکن نبود نام حسین و خاندان علی علیهمالسلام در اطراف و جوانب یزید به نیکویی برده شود، پس از این واقعه در پایتخت و مجلس یزید همه جا صحبت از مظلومیت حسین و یارانش بود و حسین و خاندان علی علیهمالسلام را به تقدیس و عظمت یاد میکردند». [ صفحه ۱۰۳]
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته نوشته: محمد جواد مغنیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *