حوادث، وقایع، هجرت, ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

فضائل حضرت زینب (س) – زینت پدر

اما آنچه که زینب علیهاالسلام در کربلا شاهد بوده و آنچه که در هنگام رفتن به کوفه و شام با کاروان اسرا دید و کشید، فوق وصف است، و آنچنان با سختیها و دردها عجین شد که هیچ گونه راه نجاتی برای وی یافت نگشت.آری، نوبت به حسین علیه السلام رسید. برادری که اینک وارث تمام مظلومیتهای خاندان پیامبر صلی الله علیه و اله است. زینب علیهاالسلام میدانست که روزگار آبستن حوادثی دیگر و خونهایی دیگر است که شاید سنگینترین و دلخراشترین مصیبت او باشد.او دیده بود که حسین علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و اله است و باران بوسههای آن حضرت بر چهره حسین علیه السلام و بر لبهای او میبارد. لذا برای او سخت است که در گودال قتلگاه بوسه گاه پیامبر را به زیر [ صفحه ۸۰] چکمههای دشمن ببیند! برای او دردآور است که سر خونین بر نوک نیزه و لب گلگون درون تشت زر در مجلس پسر یزید را مشاهده کند. لذا وقتی پیکر خونین برادر را میبیند، با صوتی حزین و دلی غمگین میگوید: «ای محمد! بر تو فرشتگان آسمان درود فرستند، این حسین است که به خون آغشته و اعضای بدنش از هم جدا گشته است، و دخترانت اسیر گردیدهاند، شکوه ما به درگاه خدا است، و به پیشگاه محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمهی زهرا و حمزهی سید الشهدا!ای محمد! این حسین است که در این دشت روی زمین افتاده و باد صبا بر پیکر او گرد و غبار میافشاند، – کشتهی اولاد زنا -! وای افسوس که امروز (به راستی) جدم رسول خدا کشته شد! ای اصحاب و یاران محمد! آخر اینان فرزندان حضرت مصطفی هستند که همچون اسیران آنان را میبرند!».
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته نوشته: محمد جواد مغنیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *