اخلاق و فضائل

علم الهی حضرت زینب

مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات- حتی ملائکه- دانش و بینش اوست. وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی

۱- شیخ ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه ج ۳،ص ۴۶
ص: ۱۳۸
الْمَلَائِکَهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْصَادِقِینَ* قَالُواْ سُبْحَانَکَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ؛ (۱) «سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نام گذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت. بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی این ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزّهی، ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم؛ تو دانا و حکیمی.»
و برترین علم ها، علمی است که مستقیماً از ذات الهی به شخصی افاضه شود، یعنی دارای علم «لدنی» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر (ع) می فرماید: وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا؛ (۲)«علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.»
زینب (علیها السلام) به شهادت امام سجاد (ع) داری چنین علمی است، آن جا که به عمه اش خطاب کرد و فرمود: «انت عالمه غیر معلَّمه وفهمه غیر مفهَّمه؛ (۳) تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.»
از همین روی است که می بینیم، هر که به نام زینب رسیده است- اعم از شیعه و سنی- از او با احترام یاد کرده است. به کلام ابن حجر در الاصابه توجه کنید:
«زینب بنت علی بن أبی طالب بن عبد المطلب الهاشمیه سبطه

۱- بقره: ۳۱- ۳۲
۲- کهف: ۶۵
۳- الاحتجاج، ج ۲،ص ۳۰۵
ص: ۱۳۹
رسول الله (ص) أمها فاطمه الزهراء قال ابن الأثیر إنها ولدت فی حیاه النبی (ص) وکانت عاقله لبیبه جزله زوجها أبوها ابن أخیه عبد الله بن جعفر فولدت له أولاداً وکانت مع أخیها لما قتل فحملت إلی دمشق وحضرت عند یزید بن معاویه وکلامها لیزید بن معاویه حین طلب الشامی أختها فاطمه مشهور یدل علی عقل وقوه جنان»؛ (۱)«اما زینب دختر علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب، بانویی هاشمی و نوه دختری پیامبر خدا (ص) بود. مادرش فاطمه زهرا بود.
ابن اثیر گفته است که او در زمان حیات پیامبر (ص) به دنیا آمده است و بانویی عاقله، خردمند و نیکو رأی بود. پدرش (امام علی (ع)) او را به عقد پسر برادر خود یعنی عبدالله بن جعفر درآورد و زینب از اوصاحب فرزندانی شد. در سفری که امام حسین (ع) کشته شد، زینب همراه او بود و به دمشق نزد یزید به اسارت برده شد. سخنان او خطاب به یزید بن معاویه- هنگامی که مرد شامی، دخترش فاطمه را از یزید، هدیه خواست- مشهور است و دلیلی است بر عقل و خردمندی آن بانو».
جزایری در کتاب خود «خصایص الزینبیه» مطلبی دالّ بر مفسر قرآن بودن حضرت زینب (علیها السلام) نوشته است که در ادامه می آید:
روزگاری امیرالمؤمنین (ع) در کوفه بود، زینب (علیها السلام) در خانه اش مجلسی داشت که برای زن ها قرآن تفسیر و معنی آن را آشکار می کرد. روزی «کهیعص» را تفسیر می نمود که ناگاه امیرالمؤمنین (ع) به خانه او

۱- ابن حجر، الإصابه، ج ۸،ص ۱۶۷ مدخل: زینب بنت علی بن ابی طالب
ص: ۱۴۰
آمد و فرمود: ای نور و روشنی دو چشمانم! شنیدم برای زن ها «کهیعص» را تفسیر می نمایی؟
زینب (علیها السلام) گفت: آری. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: این رمز و نشانه ای است برای مصیبت و اندوهی که به شما عترت و فرزندان رسول خدا (ص) روی می آورد؛ پس از آن مصایب و اندوه ها را شرح داد و آشکار ساخت. پس از آن زینب گریه کرد، گریه ای باصدا. (۱)
در برج ولایت است کوکب زینب علامه نا رفته به مکتب زینب
گفتم به خرد، یگانه دوران کیست بی پرده دوبار گفت: زینب زینب
برگرفته از کتاب سر نینوا-زینب کبری سلام الله علیها نوشته آقای محمد علی محسن زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *