از دیدگاه شعرا

شعر کاروان اشک در منقبت زینب

می نویسم نامه ای با اشک و خون از زبان داغ داران قرون
کاروان اشک و محمل های آه در میان لاله ها می جست راه
لاله ها از سینه های چاک چاک می دمید از سینه گلگون خاک
بال های سوگ در پرواز بود پرده های آه در آواز بود
کاروان را طاقت این راه نیست از دل زینب کسی آگاه نیست
دست ها در آرزوی پیکرند مرغکان عشق ، بی بال و پرند
دشت می گرید در آغوش غروب وای از سیمای مدهوش غروب !
ساقه های نیزه گل داده ست ، آه ! دست ها هر سوی افتاده است ، آه !
می دود در لاله ها خون حسین وای از رخسار گلگون حسین
زینب و بدرود مهمانان خاک زینب و گلزخم های چاک چاک
جامه های زخم بر اندامشان پیشگامان رهایی ، نامشان
هر طرف سروی به خاک افتاده است وین طلوع سرخ هر آزاده است
پیشگامان ، ارغوانی گشته اند لاله رویان ، جاودانی گشته اند
برگرفته از کتاب دویست داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها نوشته آقای عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *