از دیدگاه شعرا

شعر پیام خون حضرت زینب در منقبت زینب

وقتی به دل داغ برادر ماند و زینب یک کربلا غم در برابر ماند و زینب
وقتی شهادت حرف آخر را رقم زد غمنامه تنهای بی سر ماند و زینب
وقتی خزان بر سرخی آلاله ها زد صحرایی از گل های پرپر ماند و زینب
وقتی که آتش با قساوت همزبان شد در خیمه ها توفان آذر ماند و زینب
وقتی غزالان حرم هر سو رمیدند موی پریشان ، دیده تر ماند و زینب
وقتی فضا خالی شد از پرواز یاران یک آسمان بی کبوتر ماند و زینب
تا کربلا
در کربلا مدفون نگردد در نینوا فریاد آخر ماند و زینب
دیدیم جای گریه ، جای ناله کردن ((قد قامت )) غوغای دیگر ماند و زینب
دست علی از آستینش شد نمایان روح شجاعت های حیدر ماند و زینب
هنگامه ای دیگر به پا شد کربلا را اوج تعهد ، حفظ سنگر ماند و زینب
تکمیل نهضت در بیانش جلوه گر شد وقتی پیام خون رهبر ماند و زینب
برگرفته از کتاب دویست داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها نوشته آقای عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *