از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عاشق شدم و محرم این کار ندارم

عاشق شدم و محرم این کار ندارم
فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم

آن عیش که یاری دهدم صبر نباشد
وان بخت که پرسش کندم یار ندارم

دل پر ز غم و غصه هجر است ولیکن
از تنگ دلی طاقت گفتار ندارم

دارم غم دیدار تو بسیار نه اندک
لیکن غم خود اندک و بسیار ندارم

خون شد دل خسرو ز نگه داشتن راز
چون هیچ کسی محرم اسرار ندارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *