از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – تا که او بیشتر نفس میزد

تا که او بیشتر نفس میزد
بیشتر میزدند زینب را

تیغشان مانده بود در گودال
با سپر میزدند زینب را

یکنفر بود و یک بدن اما
صدنفر میزدند زینب را

خوابشان بُرد بچه ها سَر ِ شب
تا سحر میزدند زینب را

ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
ما بـچه های مـادر پهلو شکسته ایـم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *