از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر وفات حضرت زینب (س) – یکسال و نیم مانده غمت در گلوی من (موسی علیمرادی)

یکسال و نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا رو به روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لالۀ سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاریِ روی نیزه شدی تا حواس ها
آید به سوی نیزه، نیاید به سوی من

سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است بادۀ غم در سبوی من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *