از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر وفات حضرت زینب (س) – هنگامۀ وصال من و دلبرم شده (قاسم نعمتی)

هنگامۀ وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمۀ آخرم شده

چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده

از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده

موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده

من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده

از خاطرم نمی رود آن لحظۀ فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده

من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین
این چند ماهه جان تو درد سرم شده

می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده

من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سرتا به پا تمام تنم پُر ورم شده

دشمن همینکه پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیۀ مادرم شده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *