از دیدگاه شعرا

شعر مولودی و مداحی حضرت زینب – نام زینب

صبح ازل طلیعه ایام زینب است پاینده تا به شام ابد نام زینب است
در راه دین لباس شهامت چو دوختند زیبنده آن لباس بر اندام زینب است
ص: ۲۱۷
مظهرصبر و شهامت من آن فرشتهام که به دنیا نشستهام حورایم و، به دامن تقوا نشستهام
من چشمهام جدا شده از کوثر بهشت طوبایم و، به گلشن طاها نشستهام
عطر ولایتم من و، پیچیده در فضا نور محبتم که به دلها نشستهام
آن اخترم که جلوهگرم از دو آفتاب آن گوهرم که پیش دو دریا نشستهام
من زینبم که مظهرصبر و شهامت و زمکرمت به طارم اعلی نشستهام

نور علی و فاطمه در جان من دمید چون در کنار حیدر و زهرا نشستهام
ایمان آن دو را به وراثت گرفتهام ایثار آن دو را به تماشا نشستهام
من دیدهام کلاس دبستان وحی را در پای درس خواجه اسرا نشستهام
دارم نشان زین ابیها من از پدر چون در حریم ام ابیها نشستهام
ص: ۲۱۸
من تربیت به دامن زهرا گرفتهام در بزم انس عصمت کبری نشستهام
بابم علی چو نقطه بسم الله است و من چون کسره پای نقطه آن با نشستهام
سنگینی رسالت خونها سبب شده است من در نماز شب اگر از پا نشستهام
از بسکه داغ بر جگر من نشسته است آتش به جان چو لالهصحرا نشستهام
با این مقام، آن همه دیدم ستم ز دهر کز بار غم شکسته و از پا نشستهام
در چار سالگی غم چل سالهام رسید تا در فراق سید بطحا نشستهام
من دیدهام شهادت مادر به چشم خود در سوگ آن حبیبه یکتا نشستهام
رخسار غرقه خون علی دیدهام، دریغ آن دخترم که در غم بابا نشستهام
داغ حسن، شراره غم دیدهام، دریغ آن دخترم که در غم بابا نشستهام
در انقلاب سرخ حسینی به یاریش بر باره اسارت و غمها نشستهام
ص: ۲۱۹
برخاستم بپای به هر جا که او بخواست و آنجا که او نشست من آنجا نشستهام
یا از غم شهادت عباس سوختم یا در عزای زاده لیلا نشستهام
از پای در نیامدم از هر بلا ولی پیش سر حسین من از پا نشستهام
آمد سویم موید و میگفت عمه جان بر درگهت برای تمنا نشستهام موید
برگرفته از کتاب سر نینوا – زینب کبری سلام الله علیها نوشته: محمد علی محسن زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *