از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر زبانحال حضرت زینب با برادر جانش حسین (ع) – سر به دیوار غمت بگذارم

سر به دیوار غمت بگذارم
بوسه از کنج رگت بردارم

آرزوم است که بوسم رویت
ای سبکبار منم دل دارم

غیر حب تو بند آیینم
غیر عشق تو نشد پندارم

روز و شب گریه کنم از غم تو
گریه بر داغ تو باشد، کارم

آسمان دل غمدار تو را
ابر بارانم و هی می بارم

آمد آن مرد عرب پست سفت
کعب نی زد به دو چشم تارم

مردم کوفه چرا می گریند؟
من ز مردان دورو بی زارم

بگذارم که ببینم رویت
ز غم هجر رخت بیمارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *