از دیدگاه شعرا

شعر دختر دریای نجات در منقبت زینب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
چاک شده سینه گل از غمت ای همه شب ناله گل همدمت
سینه به سینه غم تو راز شد شاهد شب های پر آواز شد
گوهر دریای عفافی شما در حیایی و عزیز خدا
آن که دلش با تو هم آوا شده موج شکن در دل دریا شده
با تو حدیث غم یاران شنید نغمه پر درد بهاران شنید
وارث اشک و غم و
آه علی ! دفتر صبری و نگاه علی
با تو شده کاخ ستم واژگون گشته به دریای عدم رهنمون
در حیا را چو تو خود مظهری آینه دار ره هر باوری

با تو زمین فخر فروشد به صبر دست بشوید ز تمنای ابر
غیرت آن دست بریده تویی ناله آن زخم چکیده تویی
گرچه برادر به فراتش رسید آب بدید و لب خود را ندید
تشنه اگر وارد پیکار شد سیر به دست شه کرار شد
کرب و بلا بود و عطش در خروش ناله گل بود و غروری خموش
طفل عطش سینه خون را مکید کرب و بلا در شطی از خون دمید
برگرفته از کتاب دویست داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها نوشته آقای عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *