حوادث، وقایع، هجرت

سوگواری کنار قبر مادرش زهراسلام الله علیها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ روایت شده است که حضرت زینب (س ) و همراهان ، کنار قبر مادرشان زهرا(س ) (یعنی حدود و سمت
قبر آن حضرت ) رفتند . در آن جا نیز شیون به پا شد ، زنان و مردان مدینه ، آن چنان می گریستند که گویی محشر شده است .
زینب (س ) که قافله سالار عزاداران بود ، آن قدر ((مادر ، مادر)) کرد تا بی هوش به زمین افتاد . وقتی به هوش آمد صدا زد :
((مادرم ! آن قدر تازیانه به بدنم زدند که بدنم مجروح شد)) . سپس عرض کرد : ((پیراهن حسین را برای تو سوغاتی آورده ام )) .
(طبق نقل سید بن طاووس در لهوف ، در آن پیراهن صد و چند سوراخ و بریدگی از آثار تیرها و نیزه ها و شمشیرها بود) . زینب
(س ) به مردم مدینه رو کرد و فرمود : ((در کربلا نبودید تا بنگرید که برادرم را چگونه کشتند ، این سوراخها که در این پیراهن
( می بینید ، جای تیرها و شمشیرها و نیزه های دشمن است . ))( ۱۷۴
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *