حوادث، وقایع، هجرت

زینب کبری (س) – بازگشت اسراء به مدینه

زینب کبری (س) – بازگشت اسراء به مدینه

منابع متقدم گفتگویی از حضرت زینب علیها السلام با خواهرش فاطمه را در مسیر بازگشت ایشان به شهر مدینه گزارش می‌کند. بنابر روایتِ فاطمه بنت علی علیه السلام، یزید اسراء اهل بیت علیه السلام که زینب علیها السلام سرپرست آنان بود را با فرستاده‌ای به مدینه فرستاد، این فرستاده در مسیر بازگشت با احترام و مهربانی با ایشان برخورد می‌کرد و نیازهای ایشان را برآورده می‌ساخت تا اینکه وارد مدینه شدند.

فاطمه بنت علی علیه السلام می‌گوید: در مدینه به خواهرم زینب علیها السلام پیشنهاد دادم که به جهت خوش‌رفتاری این مرد شامی صله یا هدیه‌ای به وی بدهیم زینب علیها السلامفرمود: جز زیورهایمان، ‌چیزی نداریم، فاطمه می‌گوید: دستبند و ساق بند خود را در آوردم و خواهرم هم دست بند و ساق بند خود را در آورد و برای وی فرستادیم و معذرت خواستیم و گفتیم این به‌خاطر رفتار خوب توست، مرد شامی در جواب گفت: اگر آنچه انجام دادم برای دنیا بود کمتر از آنچه دادید مرا خوشحال می‌کرد ولی این کار را جز برای رضای خداوند از جهت قرابت شما به رسول خدا صلی الله و علیه و آله انجام ندادم.

/پاورقی ۱۱۳٫ تاریخ الطبری، ج۳، ص ۳۴۰٫/

درباره واکنش عبدالله بن جعفر همسر زینب کبری علیه السلام در هنگام بازگشت اسراء به مدینه نیز گزارشی در دست است. وقتی که مردم از شهادت دو تن از فرزندان وی آگاه شدند جهت تسلیت نزد او می‌آمدند و او را تسلی خاطر می‌دادند، در یکی از این جلسات یکی از غلامانش گفت این مصیبت بخاطر حسین علیه السلام به ما رسیده است، عبدالله کفش بر سر او کوبید و گفت ای پسر زن بوگند، بخدا که اگر آنجا – کربلا – بودم دوست داشتم که هرگز از او جدا نگردم تا در کنارش کشته شوم، آن‌چه که مرا آرامش می‌بخشد و غم مرا در اندوه او سبک می‌کند – آن است که – دو پسرم در کنار، برادر و پسر عمویم به قتل رسیده‌اند و پایداری و صبر کردند و جان خود را فدایش کردند، و بعد ادامه داد بخدا که قتل حسین برای من سنگین بود  ای مردم اگر خود حضور نداشتم خوشحالم که پسرانم جان خود را فدای او نمودند

/پاورقی ۱۱۴٫ تاریخ الطبری؛ ج۳، ص ۳۴۲؛ الارشاد،‌ ج۲، ص ۱۲۴٫/

پس از بازگشت ایشان به مدینه گزارشی از زندگانی و حیات  زینب کبری علیها السلام در منابع تاریخی و روایی در دست نیست تنها العبیدلی در اخبار الزینبیات  اخباری از آن حضرت نقل می‌کند، طبق گفته‌‌‌ی العبیدلی، حضرت زینب علیها السلام پس از جریان عاشورا و بازگشتش به مدینه، در آنجا مردم را تشویق به قیام در خونخواهی از حسین بن علی علیه السلام و خلع یزید از خلافت می‌نمود به‌ویژه هنگامی که عبدالله بن زبیر در مکه علم مخالفت با یزید را برافراشته بود برای مردم مدینه خطبه خواند وآنها را به قیام علیه یزید و امویان فرا خواند  تا جایی که عمرو بن سعید والی مدینه این جریان را به اطلاع یزید رسانید و او هم دستور داد که مانع از حضور حضرت زینب علیها السلام در بین مردم  گردد و حتی او را از مدینه اخراج کند.

/پاورقی ۱۱۵٫ اخبار الزینبیات، یحیی بن حسن العبیدلی، ص ۱۱۵- ۱۱۶٫/

این گزارش تنها توسط العبیدلی به ما رسیده و کس دیگری نقل نکرده است. از سوی دیگر این گزارش با عملکرد حضرت سجاد علیه السلام و دیگر بزرگان بنی هاشم مانند محمد حنفیه و ابن عباس که با عبدالله بن زبیر همراهی نکردند

/پاورقی ۱۱۶٫ رجوع کنید به: انساب الاشراف، ج۴، ص ۷۰؛المعرفه‌ و التاریخ،یعقوب بن سفیان الفسوی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹، ج۳، ص ۳۳۵ الاستیعاب، ج۳، ص ۶۷؛ اسد الغابه،‌ ج۳، ص ۱۸۸-۱۸۹٫/

در تنافض آشکار است علاوه بر اینکه العبیدلی در همین کتاب رحلت زینب کبری علیها السلام را در سال ۶۲ می ‌داند،

/پاورقی ۱۱۷٫ اخبار الزینبیات، ص ۱۱۶٫/

در حالیکه ابن زبیر در سال ۶۴ در مکه خلیفه خوانده شد؛

/پاورقی ۱۱۸٫ الکامل فی التاریخ،‌ ج۳، ص ۴۶۳؛ گرچه ابن زبیر از ابتدا با یزید بیعت نکرد و  قبل از سال ۶۴ داعی خلافت داشت و در حجاز مردم را به سوی خویش می خواند./

بنابراین زینب کبری علیها السلام نمی ‌توانسته آن‌گونه که عبیدلی مدعی شده در این تاریخ برای مردم خطبه بخواند.  از این رو با توجه به قراین و شواهد تاریخی محتوای گزارش العبیدلی در معرض تردید جدی قرار می‌گیرد به‌خصوص که عبیدلی در این گزارش مدعی است که حضرت زینب علیها السلام را به مصر تبعید کردند در حالیکه با توجه به شواهدی  که ذکر خواهد شد چنین اتفاقی نیفتاده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *