حوادث، وقایع، هجرت

دستور به سیاه پوش کردن محمل ها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ برای رفتن اهل بیت (ع ) به مدینه ، همه نوع امکانات تهیه شد : محملهای زرین ؛ لباسهای تجملاتی و
رنگین ؛ اسبها و وسایل سواری ؛ توشه راه برای اهل بیت (ع ) و ماءموران محافظ ، که سیصد و به روایتی پانصد نفر بودند؛ و هر
نوع امکانات دیگری که لازم بود تام آنها به دستور یزید آماده شد و مسئولیت تمام آنها را به عهده ((عمرو بن خالد قریشی )) و
بنابر روایتی ، به عهده ((نعمان بن بشیر)) که از صحابه رسول خدا (ص ) و معروف به صلاح و خوبی بود گذاشت ، و دستور داد با
کمال احترام و به هر نحو که خود آنان می پسندند با ایشان رفتار کنند ، تا به مدینه برسند . همه چیز آماده بود . فقط منتظر بودند
که اهل بیت (ع ) بر محملها سوار شوند تا کاروان حرکت نماید . نخست امام زین العابدین (ع ) از منزل بیرون آمد ، آن گاه اجازه
فرمود اهل بیت بیرون آیند و سوار شوند . زینب (س ) بلند شد ، سایر زنان نیز به پیروی از او بلند شده ، از خانه بیرون آمدند . زنان
آل ابی سفیان ، دختران یزید و سایر زنان و دختران مربوطه با گریه و اشک تا در کاخ دارالاماره از ایشان بدرقه کردند . پس از
وداع و خداحافظی با آنان ، زینب (س ) نزدیک کاروان آمد . همین که چشمش به آن محملهای تجملاتی افتاد که با پارچه های
زربافت و رنگین پوشیده شده بودند ، به یکی از کنیزان همراه خود فرمود : ((به نعمان بن بشیر بگو این محملها را سیاه پوش کن تا
مردم بدانند ما عزادار اولاد زهرا هستیم )) . منظور زینب (س ) از این دستور این بود که نشان عزا و سوگواری همه جا و برای همه
کس معلوم باشد . آن روز که حسین (ع ) را کشتند به تمام شهرها و روستاها تبریک گفتند و جشن گرفتند ، امروز هم که پیام آور
خون شهیدان مسئولیت دفاع از خون آنها را به عهده گرفته است ، باید در هر جا که می رسد آن تبلیغات شوم و مسموم کننده را
خنثی نماید . نعمان بن بشیر امر زینب بزرگ را اطاعت کرد ، تمام محملها با پارچه های سیاه که نشان سوگ و عزا بود ، پوشانده
شد . همین که خواستند سوار شدند زینب (س ) روزی را که از مدینه بیرون آمدند و رجال و مردانی را که همراهشان بودند و هم
اکنون جایشان خالی بود ، به یاد آورد تمام زنان و کودکان با ناله و شیون و با چشم گریان هر کدام به زبانی سوگواری می کردند
از میان مردم که برای بدرقه و خداحافظی آمده بودند ، عبور کرده و از دروازه شام بیرون رفتند . . . شام غرق عیش و عشرت بود
در وقت ورود وقت رفتن شام را شام غریبان کرد و رفت در بین راه به هر منزلی که می رسید به حسب مناسبتها مجلس سوگواری
( تشکیل می داد و ظلم و ستم هیاءت حاکمه ، و مظلومیت اهل بیت (ع ) را برای مردم توضیح می داد ، تا به مدینه رسیدند( ۱۷۵
صفحه ۶۸ از ۸۸
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *