پدر و مادر (شجره نامه), حوادث، وقایع، هجرت

در خواست شمشیر از زینب سلام الله علیها

صفحه ۳۸ از ۸۸
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ علی بن الحسین (ع ) سخت گریسته ، به عمه اش زینب فرمود : ای عمه شمشیر و عصا و چوبدستی برایم
بیاور . پدرش به او فرمود : به شمشیر و عصا چه خواهی کرد ؟ گفت : عصا را (برای اینکه ) بر آن تکیه کنم ، و شمشیر را (برای
اینکه ) پیش روی پسر رسول خدا (دشمنانش را) مانع شده و جلوگیری کنم ، زیرا خیر و نیکی پس از او در زندگی نمی باشد .
امام حسین (ع ) او را از آن کار منع نموده و جلوگیری کرد ، و وی را به سینه اش چسبانیده به او فرمود : ای فرزندم تو پاکیزه ترین
( فرزندانم هستی . (چون معصوم و بازداشته از گناهی ) و افضل و برترین خانواده ام می باشی . ( ۸۴
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *