آثار, حوادث، وقایع، هجرت

خطابه زینب سلام الله علیها در کوفه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ پس از شهادت امام حسین (ع ) ، بلافاصله امانت بزرگ پی گیری راهش ، به دوش زینب کبری (س )
گذارده شد و او با سخنان آتشین خود ، خفتگان را بیدار و یاغیان و سرکشان را رسوا می کرد . هنگامی که کاروان اسیران ، در آن
جو پر از ظلم و خفقان به کوفه رسید ، زنان و مردان و کودکان کوفه در دو طرف مسیر صف کشیده بودند و نظاره می کردند .
صفحه ۵۵ از ۸۸
برخی ناراحت و برخی بهت زده و گروهی نیز از شدت تاءثر اشک می ریختند . حضرت زینب نگاهی به مردم افکند و با اشاره
خواست همه سکوت کنند . آن گاه با شجاعتی بی نظیر و علی وار به سخنرانی ایستاد : ((هان ، ای مردم کوفه ! ای اهل نیرنگ و
فریب ! گریه می کنید ؟ ! ای کاش هیچ گاه اشک چشم هایتان تمام نشود و هرگز ناله هایتان خاموش نگردد . همانا مثل شما مثل
زنی است که رشته خویش را پس از خوب بافتن ، پنبه نماید . شما سوگندهای خود را دست آویز فساد ، در میان خویش قرار
دادید . ((هان ! آگاه باشید ! چه بد است آن بار گناهی که بر دوش گرفته اید . و عار شدید ننگی که هیچ گاه لکه آن از دامن
خود نتوانید شست و چگونه می توانید این ننگ را بشویید که نواده خاتم پیامبران و معدن رسالت را کشتید ، در حالی که او مرجع
رفع اختلافها و راهنمای زندگی تان بود و سرور و سالار جوانان اهل بهشت . گناهی بس بزرگ و کاری بسیار شوم مرتکب شده
اید . ((آیا تعجب می کنید اگر آسمان خون ببارد ؟ آگاه باشید که چه بد و زشت بود آنچه نفستان به شما فرمان داد که هم خدا را
بر شما خشمگین نمود و هم در عذاب جاودانه خواهید بود . ((آیا می دانید که کدام جگری را شکافتید ؟ و چه خونی را ریختید ؟
و کدام پرده نشینانی را از پرده بیرون کشیدید ؟ کاری بس زشت و منکر مرتکب شدید که نزدیک است آسمان ها از هول آن فرو
( ریزند و زمین بشکافد و کوه ها از هم متلاشی گردند . ))( ۱۴۱
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *