ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

حضرت زینب علیهاالسلام در کودکی

حضرت زینب علیهاالسلام در کودکی
از دوران کودکی، نبوغ بی نظیر و درک فوق العاده در وجود بانوی قهرمان کربلا به ویژه در مسائل اعتقادی مشاهده می شد، یک بار پدرش امیر المؤمنین (علیه السلام) وی را روی زانوی خویش نشانید و به او فرمود: بگو «احد» یعنی یکی، زینب علیه السلام گفت: احد، سپس علی (علیه السلام) فرمود: بگو: «اثنین» یعنی دو تا، زینب ساکت شد، مولای متقیان فرمود: سخن بگو، زینب گفت: زبانی که به گفتن «یک» گردش نموده چگونه «دو تا» بگوید، امام علیه السلام از پاسخ عمیق زینب مسرور شد، و او را به نشانه محبت و تجلیل به سینه چسبانید و بوسید. بار دیگر زینب خردسال از پدر پرسید: پدر جان! آیا ما فرزندانت را دوست داری؟ علی علیه السلام فرمود: آری «اَولادُنا اَکبادُنا»؛ «فرزندان ما، پاره های جگر ما هستند.» زینب عرض کرد: ای پدر! «حُبّان لا یَجتَمِعَانِ فِی قَلبِ المُؤمن»؛ «دو محبت در دل مؤمن یکجا جمع نمی شود.» «وَ اِنْ کانَ لابُدَّ، فَالشَّفَقَهُ لَنُا وَ الحُبُّ للّه خالِصَا، فَازْ دَادَ عَلِیٌ حُبُّا»؛ «و اگر به این محبت چاره نیست، باید به ما دلسوزی داشته باشی و محبت مخصوص خداوند باشد. به خاطر تیزفهمی و درک عالی زینب (علیهاالسلام) امیر مؤمنان، محبت خود را نسبت به دخترش بیشتر کرد.» زینب علیهاالسلام با این سخن به توحید خالص، اشاره کرد که همانا دلبستگی و دوستی حقیقی برای خداست، ولی دوستی فرزندان، به معنی مهربانی و دوستی ظاهری است. آری زینب علیهاالسلام، که در پرتو تعلیمات پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام) و در آغوش زهرا علیهاالسلام و در کنار حسن و حسین علیهم السلام تربیت و رشد یافته، چرا این گونه نباشد؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *