حوادث، وقایع، هجرت

حضرت زینب (س) مسیر اهل بیت

باری خاندان بزرگوار پیغمبر صلی الله علیه و آله را بهسوی شام حرکت دادند. مسیری که برای بردن آنها از کوفه تا شام انتخاب کرده بودند دوازده شهر یا قصبه و قریه بود که برخی نام آنها را به این شرح نوشتهاند: تکریت، لینا، جهینه، موصل، سینور، حماه، معرّه نعمان، کفر طاب، حمص، بعلبک، دیر راهب و حرّان.
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۹۱
برخی دیگر از این مناطق نیز نام بردهاند: قادسیه، حرار، عروه، ارض صلینا، وادی نخله، ارمینا، کحیل، تل عفه، جبل سنجار، عینالورد، دعوات، قنّسرین و حلب. که جمعاً بیست و پنج منزل و جایگاه میشود و برخی هم تا چهل مکان نام بردهاند که در بیشتر این شهرها یا قصبات وقتی مأموران پسرزیادو همراهان وارد میشدند و مردم با آگاهی از ماجرا و وضع اسیران همراهشان، و آنها را میشناختند، با عکسالعمل شدید و تنفر و انزجار اهالی و ساکنان روبهرو میشدند و بریزید و کشندگان امام علیه السلام نفرین و لعنت میفرستادند. حتّی در برخی از جاها برخوردهایی هم میان آنان و مأموران رخ میداد، در چند جا نیز آنها را بهشهرها و قصبهها راه ندادند. در کتابهای معتبر تاریخی از بانوی بزرگوار ما حضرت زینب (س)، در طول این راه سخنی و یا خطبهای نقل نشده است. البته در پارهای از نقلهای غیر معتبر آمده است که آن مکرمه در قادسیه چند شعر بهصورت مرثیه خوانده است مانند:
ماتَتْ رِجالی وَ أَفْنَی الدَّهْرُ ساداتی وَزادَنی حَسَراتٍ بَعْدَ لَوْعاتی
یسَیروُنا عَلَی الاقْتابِ عارِیهً کَأنَّنا بَینَهُم بَعْضَ الغْنَیماتِ
عَزَّ عَلَیکَ رَسُولَاللَّهِ ماصَنَعُوا بِأَهْلِ بَیتِکَ یا نُورَالبَرِیاتِ
یزید سرمست و مغرور و دارودسته او که شهادت
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۹۲
امام علیه السلام و یاران او را پیروزی بزرگی برای خود میپنداشتند برای ورود خاندان آنحضرت بهصورت اسیران جنگی جشن و چراغانی مفصلی ترتیب داده بودند و هرگوشه شهر را به نحوی آیین بسته و دستههای خواننده و نوازنده را در نقاط مختلف شهر مستقر ساخته و به شادی و پایکوبی واداشته بودند.
از سهل بن سعد ساعدی نقل شده است که میگوید آنروز من از شام میگذشتم و میخواستم به بیتالمقدس بروم. با مشاهده آن منظره متحیر شدم و هرچه فکر کردم که این چه عیدی است که مردم اینگونه شادی میکنند ومن از آن بی اطلاعم متوجه نشدم تا آنکه با جمعی روبهرو شدم که با هم گفت وگو میکردند. از آنها پرسیدم:
– آیا شما عیدی دارید که من نمیدانم؟!
گفتند: ای پیرمرد! مثل اینکه در این شهر غریب هستی؟
گفتم: من سهل بنسعد هستم که افتخار درک محضر رسولخدا محمد صلی الله علیه و آله را داشته و آنحضرت را دیدهام
گفتند: ای سهل! عجیباست که از آسمان خون نمیبارد و زمین اهل خود را فرونمیبرد!
پرسیدم: برای چه؟ مگر چهشده است؟
گفتند: این سر حسین بنعلی است که برای یزید میآورند …، تا آخر حدیث.
از کامل بهایی نقل شده است که خاندان پیغمبر را سه روز در خارج شهر شام نگهداشتند تا شهر را چراغان و زینت کنند، در این سه روز شام را به نحوی بی سابقه تزیین
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۹۳
کردند آنگاه گروه بسیاری حدود پانصد هزار نفر زن و مرد برای تماشا به استقبال کاروان اسیران، از شهر خارج شدند و امیران و سرکردگان نیز دفزنان و رقصکنان و پایکوبان حرکت کردند … این روایت پس از تشریح وضع مردم و جشن و سرور آنهامینویسد: در آنروز که چهارشنبه شانزدهم ربیعالاول بود، جمعیت در بیرون شهر بهقدری زیاد بود که روز محشر را در یادها زنده میکرد. برای یزید ابنمعاویه سراپرده وسیع و تختی نصب و حاشیه آنرا به انواع جواهر مرصع کرده و در اطراف آن کرسیهای زرّین و سیمین نهاده بودند … بههر صورت از مجموع این نقلها معلوم میشود چه تدارک عظیمی برای این جشن شوم دیده و چه مراسمی برپا کرده بودند معلوم است که در چنین شرایطی برخاندان مظلوم و داغدیده اهلبیت پیغمبر، با دیدن آن مناظر و احوال چه گذشته است!
از بانوی قهرمان ما در این مراسم و اوضاع و احوال سخنی نقل نشده است مگر پس از ورود به مجلس یزید که، آنجا چنان غرور و نخوت او را درهم شکست و او را چنان با چند جمله کوبنده و یک سخنرانی پر مغز و فصیح رسوا میکرد که مجال هرگونه عوامفریبی و عذر و بهانه را ازوی، در این جنایت هولناک گرفت، و او را به اشتباه و عذرخواهی واداشت، و چنان حساب شده و دقیق و با قدرت قلب، او را به محاکمه کشید که عموم محدّثان ومورّخان شجاعت آن حضرت را در این محاکمه کشید که و گفت وگو ستوده اند.
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۹۴
از جمله «ابن حجر عسقلانی» است که در کتاب «الاصابه» زینب (س) مینویسد «۱»:
«وَ حَضَرَتْ عِنْدَ یزیدِ بنِ مُعاویه وَ کَلامُها لِیزیدِ بنِ مُعاوِیه حینَ طَلَب الشَّامی اخْتَها فاطِمَه مَشْهُورٌ یدُلُّ عَلی عَقْلٍ وَ قُوَّهِ جَنان.»
[… و در مجلس یزیدبن معاویه حاضر شد و گفت وگوی وی با یزید بن معاویه در وقتی که آن مرد شامی خواهرش فاطمه را میخواست مشهور است و دلیل بر خرد و عقل و شجاعت و قوت قلب اوست.]
برگرفته از کتاب زینب عقیله بنى هاشم نوشته: هاشم رسولی محلاتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *