حوادث، وقایع، هجرت

حضرت زینب (س) در بازگشت به مدینه

در مدّت توقّف اهلبیت در شام و اینکه آیا در بازگشت به مدینه به کربلا هم آمدند یا نه روایات مختلفی نقل شده است بدین جهت به طور یقین نمیتوان در هیچکدام از این دو موضوع اظهار نظر قطعی کرد و دلیل معتبری هم در اثبات قطعی هر کدام دردست نیست بخصوص درمورد آمدن اهلبیت به کربلا و زیارت آنان در اربعین و برخورد آنان با جابر بنعبداللَّه در سر قبر حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السلام که بر فرض صحت این موضوع، بعضی احتمال دادهاند این دیدار پس از بازگشت از شام و در اربعین سال بعد بوده است و احتمالات دیگری که انشاءاللَّه در جای خود مذکور خواهد شد.
به طور مسلم اگر چنین ماجرایی اتفاق افتاده باشد طبعاً
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۱۱۱
قبایل اطراف نیز باخبر میشدند و در آنجا اجتماع میکردند و اگر زینب (س) نیز همراه آنان بوده باشد باز هم این فرصت به دست بانوی بزرگوار ما آمده بود تا بر تربت برادر و بر سر قبر آن شهید جاویدان، درد دلهای خود و مظالم دستگاه یزید وجیرهخواران خبیث او را برملا کند و بذر انقلاب را در سرزمینی که عزیزانش را با کمال قساوت و بیرحمی به خاک و خون کشیدند بیفشاند. شاعر پارسی زبان، «اختر طوسی»، زبانحال آن مظلومه را چنین سروده است:
پس از تو جان برادر! چه رنجها که کشیدم چه شهرها که نگشتم، چه کوچهها که ندیدم
به سختجانی خود اینقدر نبود گمانم که بیتو زنده به شام بلا و کوفه رسیدم
برون نمود در آندم چو شمر، پیرهنت را بهتن ز پنجه غم، جامه هر زمان بدریدم
چو ماه چهارده دیدم سرتو را به سرنی هلالوار زبار مصیبت تو خمیدم
ز تازیانه و طعن سنان و طعنه دشمن دگر ز زندگی خویش گشت قطع امیدم
هنگام ورود بهمدینه نیز چنین فرصتی به دست آمد وبار دیگر احساسات قلبی وی با دیدن در و دیوار شهر مدینه تحریک شد و به یاد آن روزی افتاد که به همراه برادران، برادرزادگان و فرزندان خود از این شهر بیرون رفت و اکنون با یتیمان و داغدیدگان آنان بدانجا باز میگردد. بدین
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۱۱۲
جهت دیدن آن منظره برای دختر علی علیه السلام بسیار ناگوار و رقّتبار بود به ویژه هنگامی که نزدیکان و خویشان نزدیک آن حضرت، به استقبال او آمدند و با او روبهرو شدند.
به هر ترتیب باورود اهلبیت به مدینه، شهر یک پارچه صورت ماتم و عزا و شیون به خود گرفت و با گذشت هر روز از ورود آنان به شهر، گویا مصیبت تازهتر و زمینه تازهای برای انقلاب بر ضدّ حکومت مرکزی شام فراهم میشد تا آنجا که پس از گذشت یکی دو سال شهر مدینه در «واقعه حرّه» برضدّ بنیامیه و یزید قیام کرد و شهرهای دیگر چون مکه و کوفه نیز به تدریج پرچم مخالفت با یزید برافراشتند و توانستند از سلطه یزید خارج شوند. همچنین پس از حدود چهارسال شرّ این خاندان کثیف یعنی فرزندان ابوسفیان از سر مسلمانان کم شد و حکومت بهبنی مروان منتقل گردید.
در تاریخ وفات حضرت زینب (س) نظریات مختلفی وجود دارد: مشهور آن است که وفات آن بانوی معظمه در شب یکشنبه چهاردهم ماه رجب سال ۶۲ هجری یعنی حدود یک و نیم سال پس از واقعه جانخراش کربلا و شهادت برادرش امام حسین علیه السلام اتفاق افتاده است. سلام اللَّه و رضوانه و مغفرته علیها.
برگرفته از کتاب زینب عقیله بنى هاشم نوشته: هاشم رسولی محلاتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *