حوادث، وقایع، هجرت

حضرت زینب در شام

مدت اقامت خاندان پیغمبر و کاروان اسیران اهل بیت در کوفه درست روشن نیست امّا آنچه مسلم است همان خطبه و سخنرانی زینب و گفت و گوی او با پسرزیاد و برخورد مختصری که بازماندگان امام علیه السلام با مردم کوفه
ص: ۸۷
داشتند، وضع شهر را به نفع آنان تغییرداد و مردم را با جنایات دستگاه جبار بنی امیه آشنا کرد وآثار آن همه تبلیغات وسیع معاویه و پس از او پسرش یزید را بکلی از بین برد خلاصه شهر کوفه در هنگام رفتن اهل بیت به شام، غیر از کوفه ای بود که آنان را بدانجا وارد کردند.
به گفته یکی ازنویسندگان فقید مرحوم آیتی اساساً این خود بزرگترین اشتباه قاتلان امام علیه السلام بود که بازماندگان امام علیه السلام را به صورت اسیر به کوفه و شام بردند و موجب آن همه رسوایی و ننگ برای خود شدند و به وسیله همان افراد داغدیده و اسیر، حقایق پشت پرده را برخلاف خواسته و میل خود آشکار ساختند.
در اینجا بخشی از نوشته تحلیلی و جالب نویسنده مزبور را نقل می کنیم:
«من معتقدم که اگر ابن سعد و ابن زیاد هرچند برای مصلحت خود پس از شهادت امام علیه السلام و یارانش نسبت به اهل بیت پیغمبر، اظهار ادب و احترام می کردند و آنان را در همان مصیبتی که خود به وجود آورده بودند تسلیت می گفتند و مانع دفن شهدا نمی شدند، بلکه آنها را پیش از کشته های خود دفن می کردند و اهل بیت را از همان کربلا با احترام و تجلیل و تکریم به مدینه می فرستادند، هرزگیهای دشمنان از طرفی و تبلیغات عمیق و تکاندهنده اهل بیت از طرفی دیگر پیش نمی آمد و البته شهادت امام علیه السلام و فاجعه کربلا به این صورت در دنیا منعکس نمی شد و دشمنان امام هم تا این پایه بی آبرو و رسوا نمی گشتند.
ص: ۸۸
این هم کار خدا بود که دشمن، خود با زور و جبر، مبلّغان توانایی را به اسیری ببرد و در شهرها بگرداند و به آنها فرصت دهد که برای مردمی که بیشتر تماشاگر این حادثه اند سخن بگویند و خود را به آنان معرفی کنند و همه جا رسول خدا را به عنوان پدر یا جد خود نام ببرند.
نخستین فرصتی که به دست اهل بیت آمد و توانستند داد سخن بدهند روز دوازدهم محرم بود که آنها را وارد شهر کردند. دیدن شهر کوفه برای اهل بیت بسیار غم انگیز بود چه، بیشتر مدت خلافت امیرالمؤمنان علیه السلام در این شهر گذشته بود و دختران آن حضرت در سال ۴۱ همراه برادرشان امام حسن علیه السلام از کوفه به مدینه رفته بودند و اکنون پس از بیست سال به صورت اسیری وارد شهری می شدند که در حدود چهارسال در آنجا سلطنت کرده بودند و مردم عراق که در جنگ های جمل و صفین و نهروان، اصحاب و یاران علی علیه السلام بوده اند اکنون فرزند وی را کشته اند و فرزندان دیگر او را اسیر کرده اند، امّا سخنوران اهل بیت چنانکه گویی از مدینه و حجاز به کوفه و عراق آمده اند تا سخن بگویند و برای همین است که مردم در کوچه و بازار فراهم گشته اند، کارخود را از همان روز دوازدهم آغاز کردند و هرکدام به نسبت سخن گفتند و آنگاه که مجال سخن گفتن در بازار و دم دروازه را از دست دادند و دیگر جمعیتی جز در مجلس ابن زیاد در اختیارشان نبود همانجا اگر چه به عنوان جواب دادن به سؤالهای ابن زیاد، حرف خود را می زدند و کار خود را می کردند و آنگاه به زندان کوفه برمی گشتند. خطبه ها و سخنان این گویندگان شجاع و بی نظیر درسینه های مردم جا گرفت، دلها را تکان داد، تشخیص مردم را عوض کرد، اشکها را جاری ساخت و
ص: ۸۹
مردم را به اشتباه بزرگشان توجّه داد، احساسات مردم را برانگیخت، مردم را به ارزش این قیام متوجه ساخت مجال تحریف این حادثه را از دست دشمن گرفت، فاجعه کربلا را به همان صورتی که بوده است ثبت تاریخ کرد، تشنگیهای اهل بیت را ثبت کرد، هرزگیهای دشمن را ثبت کرد …».
در اینجا ترجمه بخشی از گفتار یکی از نویسندگان اهل سنت مصری نیز در این باره آورده می شود.
استاد «توفیق ابوعلم» رئیس هیأت مدیره مسجد نفسیه خاتون و معاون اول وزارت دادگستری مصر، در کتاب «فاطمه زهرا» درباره دخترش زینب می نویسد:
«هرکس تاریخ زندگانی و مبارزات عقیله بنی هاشم زینب را بدقت بررسی کند باما همعقیده خواهد شد که نهضتی که حسین علیه السلام علیه کفر و ارتداد برپا کرد، اگر زینب نمی بود و وظایف سنگین خود را پس از شهادت برادر انجام نمی داد و زمام امر را در مراحل اسارت خانواده پیغمبر در دست نمی گرفت این چنین سامان نمی یافت و آن رستاخیز خونین به چنین نتیجه مطلوب نمی رسید.
آری خلود و جاودانگی نهضت حسینی تنها در گرو همت عالی این بانوی بزرگ است که در واقع حلقه اتصال و پیوند آن فاجعه بلا با قرون و نسلهای آینده شده است.
یزید امر را بر مردم مشتبه ساخته و وارونه جلوه داده بود، او چنین وانمود می کرد که لشکری که به کارزار کربلا اعزام داشته، برای قلع و قمع گروهی از خوارج
ص: ۹۰
عراق است و آن سرها که به حضورش آورده اند سرگردنکشان و شکنندگان عصای مسلمین است، لیکن در همین اوضاع و احوال بود که زینب دهان خونین به سخن گشود و مردم کوفه و شام را از حقیقت حال آگاه ساخت و به آنان اعلام کرد که اینک خود و این زنانی را که از کربلا تا شام در اسارت آورده اند جز دختران و خاندان رسول خدا نیستند و با این کار ننگ و رسوایی این جرم فجیع را بردامان پلید یزید و یارانش ثابت و جاودانه کرد.
زینب ضمن سخنان بلیغی که در کوفه و شام در مجلس یزید ایراد کرد پرده از روی کار به یکسو زد و افکار خفته و بی خبر را بیداری و هوشیاری داد و حقیقت امر را که یزید و یارانش بیهوده می کوشیدند تا از دیده و اندیشه مسلمانان پنهان کنند و بر آن جنایت هولناک پرده اشتباه افکنند برمَلا و آشکار ساخت.
آری زینب تنها کسی بود که مسؤولیت نگاهداری عیال و اولاد حسین و یاران او را به عهده گرفت، تا آن گاه که ایشان را از این سفر پرمخاطره به مدینه بازگردانید.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *