اخلاق و فضائل, القاب و کنیه ها, پدر و مادر (شجره نامه)

حضرت زینب و روایت حدیث از امیر المؤمنین

حضرت زینب و روایت حدیث از امیر المؤمنین
زینب کبری سلام الله علیها دختر امام علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها
/پاورقی ۱- پایگاه حوزه، مجلات، فصلنامه علوم حدیث شماره ۱۲، زنان راوی حدیث امیرالمومنین علیه السلام/
یکی دیگر از راویان امیرالمومنین است که در زمان حیات پیامبر اکرم به دنیا آمد و به سال ۶۱ یا ۶۲ هجری در دوران خلافت یزید بن معاویه، رحلت فرمود. کنیه او را ام عبدالله، ام الحسن، ام کلثوم، ام المصائب، ام الرزایا و ام النوائب ذکر کرده اند.
/پاورقی ۲- ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۶۴٫/
فضائل این بانوی قهرمان، چنان است که قلم از بیان آن عاجز است. نام مبارکش توسط جبرئیل بر رسول خدا عرضه شد و آن حضرت فرمود: به حاضران و غائبان وصیت می کنم که حرمت این دختر را پاس دارید، همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است.
/پاورقی ۳- همان، ص ۳۸٫/
در فصاحت و بلاغت این بزرگ بانوی تاریخ، سخن سنجان ادوار، اعتراف دارند که هر گاه لب به سخن می گشود، چنان بود که گویاعلی علیه السلام سخن می گفت. مرتبه عفت و عصمت و عقل و دانش آن حضرت برهمگان مشهود است. زینب سلام الله علیها در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخا، سرآمد زنان زمان خویش بود. وی شاهد مصیبت رحلت جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله و رنجها و شهادت مادرش زهرا سلام الله علیها و شهادت مظلومانه پدرش امیرالمومنین علیه السلام و برادرش حسن علیه السلام و مصیبت بزرگ کربلا و چگونگی شهادت برادرش سید الشهدا علیه السلام و برادران و پسرانش بود و نیزنظاره گر حمله دشمن به خیمه ها و اسارت آل رسول الله. زینب کبری به همراه کاروان اسرا از کربلا به کوفه و سپس به شام حرکت کرد و پیام رسان حادثه غمبار کربلا بود.
سخنان زینب سلام الله علیها پس از شهادت سالار شهیدان و خطبه های او در بازارکوفه و بارگاه یزید، همگان را به حیرت واداشت و مسلمانان را از خواب غفلت بیدار کرد. باید گفت که اگر زینب سلام الله علیها نبود، واقعه کربلا به فراموشی سپرده می شد.
امام علی بن الحسین علیه السلام، جابر بن عبدالله انصاری، فاطمه بنت الحسین علیه السلام، محمد بن عمرو، عطاء بن سائب و عباد عامری، راویان حضرت زینب سلام الله علیها هستند و آن حضرت از مادرش فاطمه سلام الله علیها، پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام، اسماء بنت عمیس و ام ایمن، روایت کرده است.
/پاورقی ۴- محدثات شیعه، ص ۱۹۸٫/
ابن قولویه به سند خود از امام علی بن الحسین علیه السلام از زینب سلام الله علیها روایت می کند که فرمود: هنگامی که ابن ملجم به پدرم ضربه زد واثر مرگ را در آن حضرت دیدم، به ایشان گفتم: (پدر! ام ایمن خبری به من داد که چنین و چنان است. دوست دارم آن را از شمابشنوم). آن حضرت فرمود:
یا بنیه! الحدیث کما حدثتک ام ایمن وکانی بک و بنساء اهلک سبایا بهذا البلد، اذلاء خاشعین تخافون ان یتخطفکم الناس فصبراصبرا، فوالذی فلق الحبه و برء النسمه ما لله علی ظهر الارض یومئذ ولی غیرکم و غیر محبیکم و شیعتکم و…
/پاورقی ۵- کامل الزیارات، جعفر بن محمد (ابن قولویه)، تصحیح: علی اکبرغفاری، مکتبه الصدوق، تهران./
دخترم! مطلب، همان است که ام ایمن برایت گفت. گویا تو و زنان خاندانت را که اسیر شده اید، در این سرزمین می بینم. قسم به آنکه دانه را می شکافد و بادها را به حرکت در می آورد، در آن روز بر روی زمین، جز شما و دوستان و پیروانتان، کسی دوستدار خدا نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *