حوادث، وقایع، هجرت

جلوگیری زینب از قتل امام سجاد (ع)

زینب (س) که چنان دید از جا برخاست و دستهای خود راحلقهوار بهگردن امام سجاد علیه السلام انداخت و گفت:
«یاابنَ زِیادٍ! حَسْبُکَ مِنْ دِمائِنا … وَاللَّهِ لاافارِقُهُ فَانْ قَتَلْتَهُ فَاقْتُلْنی مَعَهُ»
[ای پسر زیاد! این اندازه خون که از ما ریختهای تو را
زینب عقیله بنی هاشم، ص: ۸۶
بس است … بهخدا سوگند من از او جدا نخواهم شد تا اگر او را بکشی مرا هم با او به قتل رسانی!]
پسر زیاد لختی به آنمنظره رقتبار نگاه کرد و گفت:
پیوند خویشی عجیب است. به خدا سوگند این زن را چنان دیدم که براستی حاضر است (برای حفظ جان برادر زادهاش) با او کشته شود! آنگاه دستور داد زینالعابدین علیه السلام را رها کنند و از قتل آنحضرت صرفنظر کرد. بدین ترتیب زینب (س) برای چندمین بار جان امام علیه السلام را حفظ کرد و خود را سپر او قرار داد.
بر اساس روایتی دیگر، امام علیه السلام بهحضرت زینب فرمود:
«اسْکُتی یا عَمَّتی حَتّی اکَلِّمَه»!
[عمه جان! خاموش باش تامن جوابش را بگویم!]
آنگاه خطاب به پسر زیاد فرمود:
«ابِاالقَتْلِ تُهَدِّدُنی؟ اما عَلِمْتَ أنَّ القَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کِرامَتُنا الشَّهادَه»!!
[آیا مرا تهدید به قتل میکنی؟ مگر نمیدانی که عادت و روش ما کشتهشدن (در راه حق و فضیلت) است و شهادت افتخار ماست؟!]
برگرفته از کتاب زینب عقیله بنى هاشم نوشته: هاشم رسولی محلاتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *