حوادث، وقایع، هجرت

بی تابی زینب (س) کنار خیمه امام سجاد (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکی از سربازان دشمن می گوید : بانوی بلند قامتی را کنار خیمه ای دیدم ، در حالی که آتش اطراف آن خیمه شعله می کشید ، آن بانو گاهی به طرف راست و چپ و گاهی به آسمان نگاه می کرد و دستهایش را بر اثر شدت ناراحتی به هم می زد ، و گاهی وارد آن خیمه می شد ، و بیرون می آمد ، با سرعت نزد او رفتم و گفتم : ای بانو مگر شعله آتش را نمی بینی چرا مانند سایر بانوان فرار نمی کنی ؟
زینب (س) گریه کرد و فرمود : ای آقا ! ما شخص بیماری در میان این خیمه داریم که قدرت بر نشستن و برخاستن ندارد ، چگونه او را تنها بگذارم و بروم با اینکه آتش از هر سو به طرف او شعله می کشد ؟ (۱۲۱)
برگرفته از کتاب دویست داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها نوشته آقای عباس عزیزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *