از دیدگاه شعرا

اشعار ولادت حضرت زینب (س) – میلاد یاور حسین

میلاد یاور حسین
آن شب که گل از دامن مهتاب میریخت شبنم به پای نخل باور آب میریخت
آن شب که غم آهنگ شادی ساز میکرد قفل اسارت را به گرمی باز میکرد
آن شب که ساقی بوسه بر پیمانه میزد گیسوی شب را بهر مستان شانه میزد
آن شب که بهر باغ دل غم لاله میکاشت درنیستان نینوا نی ناله میکاشت
آن شب شفق دیوان فتح نور میخواند بهر فلق شعر شب عاشور میخواند
شهر مدینه طالب دیدار حق بود چشم انتظار مطلع الفجر فلق بود
فطرس فراز آسمانها بال میزد فریاد آزادی و استقلال میزد
کای اهل عالم در دیار شور و شادی زد خیمه روز پنجم ماه جمادی
دیوان خلقت را خدا زیب و فری داد ساقی کوثر را ز کوثر کوثری داد
شیر خدا را داد خالق ماده شیری قامت قیامت دختر روشن ضمیری
ص: ۲۱۶
جبریل بر ختم رسل پیغام میداد پیغام از پیروزی اسلام میداد
میگفت یا احمد شکوه باور آمد بهر حسینت سینه چاک سنگر آمد
بر خلق عالم نعمتی عظمیست دختر سوم گل و گلواژه زهراست دختر
دختر مگو چون همتی مردانه دارد از آیه (قالُوا بَلی) پیمانه دارد
دختر مگو که دختران را رهبر آمد بیپرده گویمصبر را پیغمبر آمد
بر روی ما تا مهر رخشان در گشاید در بردباری مثل او مادر نزاید
ازصبر او دین خدا پاینده گردد هر مردهای ز انفاس گرمش زنده گردد
ثابت قدم مانند او گیتی ندیده زیرا خدا او را حسینی آفریده
در روز عاشورا که روز آزمون است او فارغ التحصیل آن دار الفنون است
قنداقهاش را تا که پیغمبر گرفتی صد بوسه از رخساره او برگرفتی
در دست پیغمبر ز دیده اشک میریخت کز اشک او از چهره او رشک میریخت
در دست باب تاجدارش گریه میکرد گویی که از هجر نگارش گریه میکرد
با گریهاشصلح حسن را زنده کرد او چون غنچه بر روی حسینش خنده کرد او
یعنی تو را جان برادر خواهر آمد خواهر نه تنها یاور و همسنگر آمد
برگرفته از کتاب سر نینوا – زینب کبری سلام الله علیها نوشته: محمد علی محسن زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *