از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادت حضرت زینب (س) – مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیمثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی

مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی
اشک شوق حسین را دیدی، باده ی ناب را نشان دادی

زینت خانواده ی عصمت!…، دختر نور، دختر دریا!…
با اصالت ترین نواده ی وحی، خواهر عشق، مادر بابا…!

تا که گل های باغ کامل شد، تا که نور جمال تو تابید
ماه با دیدنت تبسّم کرد، عازم پشت کوه شد خورشید

آمدی و به جلوه آوردی، عشق خورشید را به یک مهتاب
دامنت را ستاره باران کرد، خنده ی آسمانی ارباب

لایی لایی خواب شیرینت، طبق معمول عشق با عشق است
گفته ای بین گاهواره ی خویش، مهد دست حسین را عشق است

حلقه ی اشک شوق یار آمد، زلف هایت به پیچ و تاب افتاد
تا که بوسه گرفت از تو پدر، دهن جبرئیل آب افتاد

نازهای دخترانه ای داری، دست های علی خریدار است
فاطمه پای گاهواره ی تو، تا بلندای فجر بیدار است

وصف هرکس به قالب مدح است، در قبال تو اینکه تکراری ست
تو که خود منحصر شدی در خویش، مدح تو در مصیبتت جاری ست

در هیاهوی بزم نامحرم ، چه وقاری چه شوکتی داری
ای حجاب از حجاب تو زنده، چه حیایی چه عفّتی داری

هیبت تو به عالمی فهماند، عصر طاغوتیان سرآمده است
چقدَر استوار بودی که همه گفتند: حیدر آمده است

جمله ی مَا رَاَیتُ اِلّایت، فکر تاریخ را به هم زده است
عشق هم در کلاس عاشقی ات، بهر شاگردی ات علم زده است

نوری از خطبه ات تلالؤ کرد، شام تاریک صبح روشن شد
تا که بغض گلوت پیدا شد،نیزه مشغول روضه خواندن شد

در بلندای سرخی مغرب، آسمانی سیاه پیدا شد
شعله ها تا کمی فرود آمد، دامنی سوخته هویدا شد

نیزه ها شاهدند کعبه ی درد، صبر تو آیتی زِ صبر خداست
مانده ام که چرا پس از گودال، زندگانی هنوز پابرجاست

خطبه هایت به ما نشان دادند، دختر شیر، شیر باید شد
به ستمدیده ها خبر دادی ، در(اسیر)ی امیر باید شد

شاعر : حمید رمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *