از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب شب میـلاد امید حسین استامشب شب میـلاد امید حسین است

امشب شب میـلاد امید حسین است
عید حسین عید حسین عید حسین است

گویـی خدا کوثر به کوثر داده امشب
یک حیدر دیگر به حیدر داده امشب

کوثـر بـه روی دامـن کوثـر ببینید
قـرآن به روی دست پیغمبـر ببینید

امشـب دوبـاره پنـج تـن را آفریدند
احمد، علی، زهـرا، حسن را آفریدند

در پنج مهـر آمد بـه دنیـا مـاه دیگر
یـا آمـده میـلاد ثـارالله دیگـر؟

بـر زینـت دیـن خـدا زین اب آمـد
الله اکبـر! زینـب آمـد زینـب آمـد

در خلق و خو زهرا و ختم‌المرسلین است
هنگام خطبه یک امیرالمؤمنین است

این شیردخت شیر حی کردگار است
فریاد، نه! حتی سکوتش ذوالفقار است

هـر صبحـدم بـا یـاد او یک یادواره
هـر روز دازد عید میـلادی دوبـاره

چشم علـی بـر چهـرۀ زهرایی اوست
در چشم شیعه اشک عاشورایی اوست

بـا گریـه می‌جـوید امـام کربلا را
انگـار می‌بینـد قیـام کربـلا را

اُم و اَب و جان و سرم گردد فدایش
انگـار آوای علـی دارد صـدایش

این عمۀ سادات این، زهرای زهراست
این مثـل زهـرا مـادرش ام‌ابیهـاست

این انبیا و پنج تن را نور عیـن است
زین اَب و زین اُم و زین حسین است

سر تا قدم جان است و جانانش حسین است
می‌گرید و گهواره‌جنبانش حسین است

در خواب و در بیداری خود با حسین است
در هر گل لبخند او یک یاحسین است

الله اکبـر! از کمـال و از جـلالـش
الحق کـه شیـر فاطمـه بـادا حلالش

گر شیرحق شیر حقش گوید،عجب نیست
عطر بهشت از سینه‌اش بوید، عجب نیست

کـرب‌وبـلا بی‌نـام او معنـا نـدارد
لـوح رضـا بـی‌صبـر او امضـا ندارد

هر خطبـه‌اش یک سورۀ آمـال نهضت
هر جملـه‌اش یک آیـۀ اکمـال نهضت

پیوسته بـوده جـا در آغـوش الهش
از گـاهـواره تـا کنـار قتلـگـاهش

وقتی سخن مثل امیرالمؤمنیـن گفت
بر او سـر بـالای نیـزه آفـریـن گفت

با احمـد و زهـرا و حیـدر هم‌صدا بود
الحـق کـه او پیغمبـر خـون خدا بود

چشم حسین از خطبۀ او گشت روشن
احمد، علی، زهرا، حسن، گفتند احسن

وقتی که شد با خنجر خونین لبش جفت
هم بوسه می‌زد هم خدا را شکر می‌گفت

با سیل اشکش عقده از دل باز می‌کرد
اول سفـر را بـی حسیـن آغاز می‌کرد

انگـار می‌بینـم تـن در خـون تپیده
بـر او اذان گوینـد رگ‌هـای بـریده

در گریـۀ او ناقه‌هـا امـداد کـردند
گویـی فـرات دیگـری ایجاد کردند

آتش بـه سـوز سینـۀ او باد می‌زد
تنهـا بـرای او جـرس فریـاد می‌زد

لب‌ها ترک‌خوردۀ فضا در چشم‌ها دود
آب فـرات از خجـلت زینـب گِل‌آلود

صحرا‌به‌صحرا کـوبه‌کـو منزل‌به‌منزل
زینب، سوار و فاطمـه دنبـال محمل

زینب، همیشه یاد او هـم گریه دارد
حتـی شب میـلاد او هـم گریه دارد

در هر مقامی یاد او یاد حسین است
میلاد او هم مثل میلاد حسین است

!از آن روزی که پیغمبر نبی بود
زینب حسینی و حسینـش زینبـی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *