از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – بغض نگاه خسته ی تان، ای مسیح من

بغض نگاه خسته ی تان، ای مسیح من
مانند سنگ؛ شیشه ی قلب مرا شکست

دار و ندار زندگیم نذر خنده ات
غصّه نخور، که ارتش زینب هنوز هست

در راه پاسداری آیین کردگار
عمریست در کنار شما ایستاده ام

این بچه های دست گلم را ز کودکی
من با وضو و حبّ شما شیر داده ام

سر مست باده های طهورایی توأند
شمشیرِ دستِ هر دو یشان تیز و صیقلی ست

پروانه وار منتظر اذنِ رفتنند
رمز شروع حمله شان ذکر یا علیست

ای پادشاه – تا تو رضایت دهی – ببین
سر بند یا علی به سر خویش بسته اند

بر فوت و فن نیزه و شمشیر واقف اند
چون پای درس ساقی لشگر نشسته اند

عباس گفته: خواهر من! مرحبا به تو
این مردهای کوچک تو، شیر شرزه اند

مبهوت سبک جنگ و رجزهایشان شدم
شاگردهای اول پرتاب نیزه اند

گفتم به بچه های عزیزم که تا ابد
غمگین زخم سینه ی یک یاس پرپرم

تا آخرین نفس به عدو تیغ می زنید
با نیت تلافی سیلی مادرم

در آزمون صبر و محن، مادر شما
با نمره ی قبولی تان گشت رو سپید

در دفتر کرامت من دست حق نوشت
ای دختر شهید، شدی مادر شهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *