از دیدگاه شعرا

اشعار در فضیلت زینب کعبه الرزایا

شاهباز طبعم باز عندلیب شیدا شد یا که طوطی نطقم طوطی شکرخا شد
رفرف خیالم رفت تا مقام او ادنی یا براق عقلم را جا به عرش اعلی شد
مشتری شدم از جان مدح زهره روئی را منشی عطارد را خامه عنبر آسا شد
گوهری نمایان شد از خزانه غیبی وز کتاب لاریبی آیه ای هویدا شد
از معانی بکرم زال چرخ شد واله حسن دختر فکرم باز در تجلی شد
یکه تاز فکرت را باز شد دو ته زانو تا بمدحت بانو همچو چرخ پویا شد
در حریم آن خاتون ره نیابد افلاطون اسم اعظم مکنون رسم آن مسمی شد
اوست بانوی مطلق در حرمسرای حق بزم غیب را رونق آن جمال زیبا شد
برج عصمت کبری دخت زهره زهرا کو به غره غرا مهر عالم آرا شد
ص: ۲۲۳
از فصاحت گفتار و ز ملاحت رفتار سر حیدر کرار در وی آشکارا شد
گلشن امامت را گلبن کرامت بود باغ استقامت را رشک شاخ طوبی شد
طور علم ربانی طور حکم سبحانی با کمال انسانی در جمال حورا شد
عقل بنده کویش، عشق زنده بویش وامق مه رویشصد هزار عذرا شد
عرش فرش در گاهش پیش کرسی جاهش در پناه خر گاهش کل ما سوی الله شد
آسمان زمین بوسش ماه شمع فانوسش پرده دار ناموسش ساره بود و حوا شد
کعبه الأمانی بود در کنها الیمانی بود مستجار جانی بود لیک اسیر اعدا شد
شد بر اشتر عریان بادلی ز غم بریان مهد عصمتش گریان ز انقلاب دنیا شد
حکم برمنا یا داشت مرکز بلایا گشت قبله البرایا بود کعبه الرزایا شد
در سرادق عصمت در حجاب عزت بود بی حجاب و بی خرگه کوه و دشت پیماشد
ص: ۲۲۴
شد عقیله عالم رهسپار شام غم چشم چشمه زمزم خونفشان به بطحاشد
یکه شاهد وحدت دخت خسرو اسلام شمع محفل جمعی بدتر از نصاری شد
آنکه آستانش بود رشک جنه الماوی همچو گنج شایانش در خرابه مأوی شد کمپانی
«و آخِرُ دَعوانا أن الحمد لله رَبّ العالمینَ»

سر نینوا زینب کبری سلام الله علیها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *